سردى عواطف انسانى
رسول گرامى اسلام(ص) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفى چنين بيان مىدارد: «در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان و كوچك تران رحم نمىكنند و قوى بر ضعيف ترحم نمىنمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدى) اذن قيام و ظهور مىدهد». نيز آ ن حضرت مىفرمايد: «قيامت برپا نمىشود تا آن كه زمانى فرا رسد كه مردى (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه كند و آنان را به خويشاوندى سوگند دهد تا بلكه به او كمك كنند؛ ولى چيزى به او نمىدهند. همسايه از همسايه خود كمك مىطلبد و او را به حقّ همسايگى سوگند مىدهد؛ ولى همسايه كمكش نمىكند». نيز آن حضرت مىفرمايد: «از نشانههاى قيامت، بدرفتارى با همسايه و گسستن پيوندهاى خويشاوندى است». از آنجا كه در برخى از روايات «الساعه» به ظهور حضرت تأويل شده است، روايات «اَشراط الساعه» را به نشانههاى ظهور تفسير كرديم. آرزوى كمى تعداد فرزند
پيامبر اسلام(ص) مىفرمايد: «رستاخيز بر پا نمىشود، تا آن كه كسى كه پنج فرزند دارد، آرزوى چهار فرزند كند و آن كه چهار فرزند دارد، مىگويد: كاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوى دو فرزند دارد و آن كه دو فرزند دارد، آرزوى يك فرزند نمايد و كسى كه يك فرزند دارد، آرزو كند كه: كاش فرزندى نداشت». در روايت ديگرى مىفرمايد: «روزگارى خواهد آمد كه غبطه مرد كم فرزند را بخوريد، چنانكه امروز غبطه فرزند و ثروت زيادتر را مىخوريد؛ تا آنجا كه يكى از شما، از كنار قبر برادرش مىگذرد و خود را بر قبر او مىغلطاند؛ آن گونه كه حيوانات خود را بر خاك چراگاه مىغلطانند و مىگويد: اى كاش من به جاى او بودم و اين سخن نه به سبب شوق ديدار خداوند و يا به دليل اعمال نيكى است كه از پيش فرستاده است؛ بلكه به جهت بلاها و گرفتارىهايى است كه بر او فرود مىآيد». نيز آن حضرت مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود، مگر آن كه فرزند كم گردد». در اين روايت «الولد غيضاً» آمده است كه معناى آن سقط جنين و جلوگيرى از باردارى است؛ ولى كلمه «غيظاً» كه در روايت ديگرى آمده است به معناى غم و مشقّت و محنت و غضب است. يعنى مردم در آن دوران با سقط جنين و جلوگيرى از افزايش فرزند، مانع زيادشدن فرزندان مىشوند. يا فرزند داشتن موجب غم و اندوه و خشم خواهد بود و شايد اين بهعلت مشكلات سخت اقتصادى، گسترش بيمارىها در كودكان و نبودن امكانات، تبليغ و تشويق به كنترل جمعيت و يا عامل ديگر باشد. افزايش خانوادههاى بىسرپرست
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «از نشانههاى قيامت اين است كه مردان كم مىشوند و زنان بسيار. تا آنجا كه هر پنجاه زن يك سرپرست خواهند داشت». شايد اين وضعيت بر اثر افزايش تلفات جانى مردان باشد كه در جنگهاى پى در پى و طولانى صورت مىگيرد. نيز آن حضرت مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود، مگر آن كه روزگارى فرا رسد كه به دنبال يك مرد، حدود سى زن به راه افتد و هر كدام از او تقاضا كند كه با او ازدواج نمايد». حضرت در روايت ديگرى مىفرمايد: «خداوند دوستان و برگزيدگان خود را از ديگران جدا مىكند تا اين كه زمين از منافقان و گمراهان و فرزندان آنان پاك شود. زمانى فرا رسد كه پنجاه زن با يك مرد روبه رو شده، يكى مىگويد: اى بنده خدا! مرا بخر و ديگرى مىگويد: به من پناه ده». اَنس مىگويد: پيامبر(ص) فرمود: «قيامت برپا نمىشود، مگر آن كه زمانى فرا رسد كه (براثر تلفات مردان و كثرت زنان) زنى كفشى را در راه بيابد و (از روى دريغ و افسوس) گويد: اين كفش از آن مردى بوده است؛ در آن روزگار، براى هر پنجاه زن، يك سرپرست خواهد بود». اَنس مىگويد: آيا نمىخواهيد حديثى را كه از پيامبر(ص) شنيدم، نقل كنم؟ پيامبر(ص) فرمود: «مردان از بين خواهند رفت و زنان باقى مىمانند».
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:43  توسط ابوالفضل
|
|
|