تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيَّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَويلاً.                  خوشا به حال شيعيان قائم ما و منتظران ظهورش در زمان غيبت و اطاعت كنندگانش در زمان ظهور، آنانند اوليا خدا كه نه ترس در آنها است و نه اندوهگين گردند                    در قائم اين امت چهار سنت از پيامبران خواهد بود:سنتي از موسي كه ترسان چشم انتظار بود، سنتي ازيوسف كه او آنها را مي شناخت ولي آنها او را نمي شناختند سنتي از عيسي كه زنده است و هرگز او را نكشته اند وسنتي از محمد(ص)كه با نبرد قيام مي كند.                    ايام الله سه روز اند :روز قيام قائم -روز بازگشت- روز قيامت.                 هنگامي كه قائم آل محمد(ص) در بين مردم مانند داوود حكم مي كند و در قضاوت نيازي به بينه وشاهد ندارد                    همانا براي صاحب اين عصر (حكومت جهاني اللهي)ياراني ذخيره شده است كه اگر همه هم بروند خداوند آن ياوران را گرد خواهد آورد                  عباد صالحي كه زمين به آنها ارث خواهد رسيد همان ياوران مهدي(عج)آخر الزمان هستند. د                همانا هنگامي كه قائم قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن مي گردد يا مهدي(عج)ادركني

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:

« اِنَّ الْلَّيلَةَ الَّتى يُولَدُ فيهَا الْقائِمُ عَلَيْهِ السَّلامُ، لا يُولَدْ فيها مَوْلُودٌ اِلاّ كان مُؤمِناً، وَإن وُلِدَ فى أرْضِ الشِّركِ نَقَلَهُ اللهُ إلَى الاِْيمانِ بِبَرِكَةِ الاِْمامِ.»

«هيچ مولودى در شب ميلاد حضرت قائم عليه السلام به دنيا نمى آيد، مگر آن كه مؤمن خواهد بود، و اگر در سرزمين شرك نيز متولد شود خداوند او را به بركت امام عليه السلام به سوى ايمان خواهد كشاند.»

آن امام عليه السلام نور خداست، و نور با تاريكى سازگارى ندارد، در مكانى كه نور باشد ظلمتى نيست و در آن زمان كه نور پديد آيد ظلمت و تاريكى محو مى گردد.

همزمانى ميلاد هر مولود با ميلاد آن امام همام عليه السلام مُهر سعادتى است بر پيشانى آن كودك، چرا كه نور خداى از شعاع خورشيد امامت بر پيكره وجودش مى درخشد و درخت ايمان را در سرزمين وجودش

مى نشاند، و اگر در آن شب نوزادى در ديار ظلمانى شرك پديدار شود، امواج درخشنده نور امام عليه السلام او را به سوى كشتى نجات، رهنمون خواهد ساخت، و اين از جمله اوّلين آثار و بركات اين وجود افلاكى در سرزمين خاكى است كه ايشان بركات بى شمار دارند و بى عدد.

«مَوالِيَّ لا اُحصى ثَنائَكُمْ وَ لا اَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ.»

ازجمله شب هائى كه خداوند نظر خاصّه خود را بر بندگان مى افكند، و از سفره احسان خويش، بهرمندشان مى سازد، شب نيمه شعبان، هنگامه طلوع ستاره اى فروزان از مشرق دامان پاك حضرت نرجس عليها السلام است.

و آن شب، شب بسيار مباركى است و حضرت امام باقر عليه السلام در باره آن فرمودند:

«آن شب بعد از شب قدر برترين شب هاست، خداوند در آن شب به بندگان خويش، فضل خود را عطا مى نمايد، و آنان را به منّ و كرم خويش مى آمرزد، و شبى است كه خداوند به ذات مقدس خود سوگند ياد فرموده كه هيچ تقاضا كننده اى را دست خالى برنگرداند، مگر آن كه معصيتى را از خدا سؤال كرده باشد، و شبى است كه خداوند آن را براى ما قرار داده در مقابل شب قدر كه آن را براى پيغمبر صلى الله عليه و آله قرار داده، پس كوشش كنيد در دعا و ثنا براى خداى تعالى.»

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 1:13  توسط ابوالفضل  | 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:
در شب نيمه‌ي شعبان روزي‌ها تقسيم مي‌شود و عمر مردم معين مي‌گردد و روندگان به حج نامشان نوشته مي‌شود و خداي تعالي در خلق خود افراد بيشماري را مي‌آمرزد.
(مفاتيح الجنان)

دعاي شب نيمه‌ي شعبان
هر كس در شب نيمه‌ي شعبان 21 مرتبه اين دعا را مابين نماز مغرب و عشاء، قبل از آنكه سخني بگويد بخواند، تا شب نيمه‌ي شعبان سال بعد به فرمان خدا، هيچ مكروهي به او نرسد و اگر عمر او تمام شده باشد، خداوند عمر دوباره به او كرامت فرمايد.

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم انك عليم حليم ذو اناة و لا طاقة لنا بحكمك يا الله يا الله يا الله، الامان الامان الامان من الطاعون و الوباء و موت الفجأة و سوء القضاء و شماتة الاعداء، ربنا اكشف عنّا العذاب انا موقنون برحمتك يا ارحم الراحمين.
(از كتاب عنوان الكلام مرحوم ملا محمدباقر فشاركي ص 210)

********************

قراءت قرآن در شب نيمه‌ي شعبان
هر كس در شب نيمه‌ي شعبان سه مرتبه سوره‌ي ياسين را بخواند، مرتبه‌ي اول به نيت طول عمر، مرتبه‌ي دوم به نيت توانگري و مرتبه‌ي سوم به نيت دفع بليات، در آن سال از آفات و فقر در امان مي‌ماند و عمر او طولاني مي‌گردد. پس از تمام كردن سوره در هر مرتبه دعاي زير را با تضرّع بخواند:

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم يا ذَالمنِّ لا يُمَنُّ عليك يا ذالطَّولِ لا اله الا انت، انت ظهرُ اللاجين و جارُ المستجيرين و امان الخائفين اِن كُنتُ شقيّاً محروماً مُقْتِراً في الرزق، فامحُ في امِّ الكتاب شقاوتي و حرماني و اقتارِ رزقي و اثبتني عندك مرزوقاً موفِّقاً للخيراتِ، فانك قُلتَ في كتابكَ المنزل يمحواللهُ ما يشاءُ و عندهُ امُّ الكتابِ.

********************

زيارت امام حسين عليه السلام در شب نيمه‌ي شعبان
بايد دانست كه زيارت سيدالشهداء عليه‌السلام در شب نيمه‌ي شعبان بسيار سفارش شده است و ساده‌ترين زيارت كه مي‌توان در همه وقت آن حضرت را به آن زيارت نمود آن است كه سه مرتبه بگويي:

صلي الله عليك يا ابا عبدالله
و يا اينكه بگويي:
السلام عليك يا اباعبدالله السلام عليك و رحمة الله و بركاته
كه خداوند سلام تو را به آن حضرت مي‌رساند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 1:9  توسط ابوالفضل  | 

روز نيمه‌ي شعبان روز ميلاد باسعادت امام زمان حضرت حجة ابن الحسن العسكري عجل تعالي فرجه الشريف است و بسيار شايسته است زيارت آن حضرت و دعا كردن بر فرج آن حضرت و درخواست از خداوند براي تعجيل در ظهور آن بزرگوار.

چگونگي دعا كردن بر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف
اول: از خداوند بخواهيم كه در فرج آن حضرت تعجيل كند مثل اينكه بگوييم:
اللهم عجل لوليك الفرج  يا بگوييم   اللهم عجل فرج وليك
دوم: اگر كسي براي ظهور و فرج آن بزرگوار دعا كرد آمين بگوييم.
سوم: از خداوند بخواهيم كه فرج آل محمد را نزديك گرداند.
چهارم: فرج و گشايش در امر همه‌ي مؤمنين را از خداوند بخواهيم.
پنجم: از خداوند درخواست كنيم كه اسباب و مقدمات ظهور آن حضرت را فراهم كند.
ششم: از خداوند بخواهيم كه گناهاني كه سبب به تأخير افتادن فرج آن حضرت شده است را بيامرزد.
هفتم: نابودي دشمنان آن حضرا را از خداوند بخواهيم.
هشتم: از خداوند بخواهيم تا با ظهور امام زمان عليه السلام قلب آن حضرت و قلب مقدس حضرت سيدالشهداء و قلوب مؤمنين را تشفّي دهد.
يا رب الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجه
يا رب الحجة اشف صدر الحجة بظهور الحجة
يا رب المؤمنين اشف صدور المؤمنين بظهور الحجة

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 1:8  توسط ابوالفضل  | 

آن‏گاه كه جامعه بشرى به سوى انحطاط و تباهى پيش مى‏رود، روزنه اميدى نمايان مى‏گردد و مردمى پرچمدار نور در دل آن تاريكى‏ها مى‏گردند؛ شهر قم در آخرالزمان اين نقش را به عهده دارد.

روايات بسيارى وجود دارد كه اين شهر مقدس و انسان‏هاى وارسته آن را - كه وجود خود را از چشمه زلال مكتب اهل بيت سيراب كرده و رسالت ابلاغ پيام را به عهده گرفته‏اند - مى‏ستايد.

قم حرم اهل بيت

گروهى خدمت امام صادق(ع) مشرّف شدند و گفتند: ما از مردم رى هستيم. حضرت‏فرمود: «آفرين به برادرانمان از اهل قم». آنان چندبار تكرار كردند. ما از رى خدمت شما رسيده‏ايم و حضرت نيز سخن نخست خود را تكرار كرد. آن‏گاه فرمود: خداوند حرمى دارد كه در مكه است و براى رسول خدا(ص) نيز حرمى است و آن در مدينه است. كوفه حرم اميرالمؤمنين(ع) است و حرم ما (اهل بيت) شهر قم است و به زودى دخترى از فرزندانم به نام فاطمه، در آن دفن مى‏شود. هر كس او را (با معرفت) زيارت كند، بهشت بر او واجب‏مى‏شود».

راوى گويد: امام صادق(ع) اين سخن را هنگامى بيان كرد كه هنوز امام كاظم(ع) متولد نشده‏بود

صفوان مى‏گويد: روزى نزد ابا الحسن - امام كاظم(ع) - بودم وسخن از مردم قم و علاقه و ميل آنان به حضرت مهدى(عج) به ميان آمد؛ امام هفتم(ع) فرمود:

«خداوند آنان را رحمت كند و از آنان خشنود باشد. آن‏گاه ادامه داد، بهشت هشت در دارد كه يكى از آن‏ها براى مردم قم است. در ميان شهرها و كشورها، آنان نيكان و نخبگان شيعيان ما هستند. خداوند ولايت و دوستى ما را، با طينت و سرشت آنان آميخته است».

از اين روايت استفاده مى‏شود كه ائمه معصومين(ع) شهر قم را پايگاه عاشقان اهل‏بيت و حضرت مهدى(عج) مى‏دانسته‏اند و شايد درى از بهشت كه به شهر قم اختصاص دارد، باب المجاهدين يا باب الاخيار (درب نيكان) باشد، چنان‏كه در روايت نيز به اهل قم، نيكان شيعه گفته شده است.

لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:56  توسط ابوالفضل  | 

 الف. طرفداران سلمان فارسى ب. اهل مشرق زمين‏ج. اهل خراسان د. ياران درفشهاى سياه ه. فارسيان و. سرخ رويان ز. فرزندان سرخ‏رويان ح. اهل قلم ط. اهل طالقان.

1. در تفسير قول خداى سبحان: «ها انتم هولاء تدعون لتنفقوا فى سبيل‏الله فمنكم من يبخل و من يبخل فانما يبخل عن نفسه والله الغنى وانتم‏الفقراء و ان تتولوا بستبدل قوما غيركم ثم لايكونوا امثالكم‏».  

اينك شما كسانى هستيد كه فراخوانده مى‏شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخى از شما در انفاق بخل مى‏ورزد و كسى كه بخل مى‏كند و خداوند بى‏نياز است و شما نيازمنديد و اگر روگردان شويد خداوند گروهى را غير از شما جايگزينتان مى‏نمايد و آنان مثل شما نيستند.

صاحب كشاف نقل كرده كه از پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، درباره كلمه «قوم‏» كه در آيه شريفه آمده است‏سؤال شد. سلمان فارسى نزديك پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاى سلمان زد و فرمود:

«به خدايى كه جان من در دست و قدرت اوست، اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى‏يابند.»

به نقل صاحب «مجمع‏البيان‏» از امام باقر، عليه‏السلام، روايت‏شده كه فرمود:

«اى اعراب، اگر روى برگردانيد، خداوند گروه ديگرى را جايگزين شمامى‏گرداند يعنى ايرانيان‏»

و صاحب «الميزان‏» آورده كه «درالمنثور» روايتى را عبدالرزاق و عبد بن حميد و ترمذى و ابن جرير و ابن ابى حاتم و طبرانى در كتاب «اوسط‏» و بيهقى در كتاب «دلائل‏»... از ابوهريره نقل كرده است كه وى گفت: پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، اين آيه را «و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم، ثم لا يكونوا امثالكم‏» قرائت فرمود، عرض كردند يا رسول‏الله! اينها چه كسانى هستند كه اگر ما رويگردان شويم جايگزين ما مى‏شوند؟ پيامبر اسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله، با دست مبارك به شانه سلمان فارسى زد و سپس فرمود:

«او و طرفداران او، به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگى به كهكشانها داشته باشد مردانى از فارس (ايرانيان) به آن دست مى‏يابند.»

مانند اين روايت‏به طرق ديگرى از ابوهريره و همچنين از ابن مردويه از جابر بن عبدالله نقل شده است.

در اين روايت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از:

1. ايرانيان (فرس) خط و جناح دومى بعد از اعراب، براى به‏دوش كشيدن پرچم اسلام مى‏باشند.

2. آنان به ايمان دست مى‏يابند هرچند از آنان دور و دسترسى به آن دشوار باشد.

چنانكه در همين روايت‏سه مطلب قابل بحث است:

لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:55  توسط ابوالفضل  | 

«الذين ان مكناهم فى‏الارض اقامواالصلوة و اتواالزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن‏المنكر و لله عاقبة‏الامور»

اينها (ياران خدا) كسانى هستند كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز بر پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و پايان همه كارها از آن خداست.

دراين آيه، سخن از برنامه‏هاى عملى ياوران خداست كه اگر در زمين قدرت پيدا كنند، اجراى احكام الهى را سرلوحه برنامه‏هاى خود قرار مى‏دهند و با بر پايى نماز به خودسازى مى‏پردازند، و با پرداخت زكات مشكل اقتصادى جامعه را، حل مى‏كنند و با امر به معروف و نهى از منكر از جامعه‏اى سالم و خداپسند برخوردار مى‏گردند.

در اينجا به بررسى آيه مى‏پردازيم:

1. موقعيت آيه: قبل از اين آيه، خداوند مطالبى درباره دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت خود بر يارى آنها را بيان كرده، سپس در فايده دفاع مى‏فرمايد: اگر دفاع نباشد، عبادتگاههاء و مساجدى كه در آن ياد خدا مى‏شود، از بين مى‏رود و در پايان تاكيد مى‏كند كسانى كه خدا را يارى مى‏كنند، خداوند نيز آنها را يارى مى‏كند. چون او قوى و نفوذ ناپذير است و هنگامى كه با يارى خداوند پيروز و حاكم زمين شوند، اجراى احكام الهى را سرلوحه برنامه خود قرار مى‏دهند و دين الهى را حاكميت مى‏بخشند.

2. برنامه عملى ياوران خدا: اينها پس از پيروزى، همچون خودكامگان، غرور مستى و دنياطلبى را شيوه خود نمى‏كنند تا اينكه خود طاغوت جديدى شوند; بلكه زندگى صالحانه توام با اصلاح خود و جامعه را به ارمغان مى‏آورند و بدين طريق حكومت مورد رضايت‏خداوند را فراهم مى‏سازند. برنامه‏هاى اصلى اينها در سه امر خلاصه مى‏شود:

الف) بر پا داشتن نماز: اولين برنامه حكومت مورد پسند خداوند، حاكميت توحيد و ايجاد روح معنويت و تزكيه نفس است كه راه را براى كمال نفسانى انسان هموار مى‏كند. البته، مراد نمازى است كه به خاطر رعايت تمام شرايط ظاهرى و معنوى، انسان را از فحشا و منكرات باز دارد و مقبول حضرت حق، جل و علا، واقع شود. چنين نمازى اطاعت، خشيت و تقواى الهى را در همه شؤون زندگى فراهم مى‏سازد و نتيجه آن كاميابى و رستگارى است.

چنانكه مى‏فرمايد:

«و من يطع‏الله و رسوله و يخش‏الله و يتقه، فاولئك هم‏الفائزون.»

هركس خدا و رسولش را اطاعت كند و از خدا بترسد و پرهيزگارى پيشه كند; پس آنها رستگارانند.

ب) پرداخت زكات: پرداخت زكات از دو جنبه ارزشمند است:

1. همدلى و همراهى با مردم و زدودن فقر و اصلاح اقتصادى در جامعه;

2. زدودن حرص، بخل و مال پرستى از وجود انسانها و جايگزينى روح ايثار و همدردى; تا بخل در درون انسانهاست راه سعادت و رستگارى به روى آنها بسته است:

«و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون‏».

و هر كس جان خود را از بخل حفظ كند، او رستگار است.

لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:53  توسط ابوالفضل  | 
 الف) سردى عواطف انسانى

رسول گرامى اسلام(ص) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفى چنين بيان مى‏دارد: «در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان و كوچك تران رحم نمى‏كنند و قوى بر ضعيف ترحم نمى‏نمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدى) اذن قيام و ظهور مى‏دهد». نيز آ ن حضرت مى‏فرمايد: «قيامت برپا نمى‏شود تا آن كه زمانى فرا رسد كه مردى (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه كند و آنان را به خويشاوندى سوگند دهد تا بلكه به او كمك كنند؛ ولى چيزى به او نمى‏دهند. همسايه از همسايه خود كمك مى‏طلبد و او را به حقّ همسايگى سوگند مى‏دهد؛ ولى همسايه كمكش نمى‏كند».

نيز آن حضرت مى‏فرمايد: «از نشانه‏هاى قيامت، بدرفتارى با همسايه و گسستن پيوندهاى خويشاوندى است».

ب) فساد اخلاقى

هرگونه انحراف وفسادى ممكن است به گونه‏اى قابل تحمّل باشد، جز فساد جنسى كه براى انسان‏هاى غيرتمند و شرافتمند، بسيار ناگوار و غيرقابل تحمّل است. از انحراف‏هاى بسيار زشت و خطرناكى كه جامعه پيش از ظهور امام زمان(عج) به آن گرفتار مى‏شود، بى‏امنيتى خانوادگى و ناموسى است.

در آن روزگار، فساد و بى‏بند و بارى اخلاقى، به‏طور گسترده‏اى گسترش مى‏يابد. قبح و زشتى كردارهاى حيوانى گروهى انسان نما، بر اثر گسترش فساد وتكرار آن از بين مى‏رود و حالت عادى و طبيعى به خود مى‏گيرد. فساد چنان فراگير مى‏شود كه كم‏تر كسى مى‏تواند و يا مى‏خواهد از آن جلوگيرى كند.

لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:51  توسط ابوالفضل  | 

الف) اسلام و مسلمانان

اسلام به معناى تسليم بودن در برابر دستورات الهى است. اسلام برترين و بهترين اديان است كه خوش بختى بشر را در دنيا و آخرت تضمين مى‏كند؛ ولى آن چه ارزش دارد، عمل‏كردن به دستورات اسلام و قرآن است. در آخر زمان همه چيز بر عكس مى‏شود؛ يعنى از اسلام جز نامى بر جاى نمى‏ماند. قرآن در جامعه حضور دارد؛ ولى تنها خطوطى است كه بر برگ‏ها نقش بسته است و مسلمانان تنها از نام مسلمانى برخوردارند و از اسلام نشانى ندارند. پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد: «دورانى بر امّت من مى‏آيد كه در آن، از اسلام جز نامى نماند و از قرآن اثرى جز نقش و تصويرى نباشد. مسلمانان به نام، مسلمان خوانده مى‏شوند؛ ولى نسبت به اسلام از هر كس بيگانه‏ترند».امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «به زودى دورانى فرا رسد كه مردم خدا را نشناسند و معناى توحيد را ندانند تا اين كه دجّال خروج كند».

ب) مساجد

مسجد جاى پرستش خداوند و تبليغات دينى و ارشاد وهدايت مردم است. در صدر اسلام، حتى كارهاى مهم حكومتى در مساجد انجام مى‏شد. جهاد در مساجد برنامه‏ريزى مى‏شد و انسان از مسجد به معراج مى‏رفت؛ ولى در آخرالزمان مساجد ماهيت خود را از دست مى‏دهند و به جاى آموزش و تبليغات و ارشاد دينى، بر تعداد مساجد و تجملات آن افزوده مى‏شود. در صورتى كه مساجد از مؤمنان تهى است. پيامبر خدا مى‏فرمايد: «مسجدهاى آن زمان آباد و زيباست؛ ولى از هدايت و ارشاد در آن خبرى نيست».

ج) فقيهان

عالمان و دانشمندان اسلامى، حافظان دين خدا در روى زمينند و راهنمايى و ارشاد مردم در دست آنان است. آنان با تحمّل زحمات، مسائل دينى را از منابع شرعى استخراج كرده، در دسترس مردم قرار مى‏دهند؛ ولى در آخرالزمان وضع دگرگون مى‏شود و عالمان آن روزگار بدترين عالمان خواهند بود. رسول خدا(ص) در اين باره مى‏فرمايد: «فقيهان آن روزگار، بدترين فقيهانى‏اند كه در زير آسمان به سر مى‏برند. فتنه و آشوب، از آنان آغاز مى‏شود و به آنان نيز بازمى‏گردد». شايد بتوان گفت: منظور، عالمان دربارى و وابسته‏اى هستند كه جنايات پادشاهان ستمگر و فرمانروايان خودسر را توجيه مى‏كنند و به آن رنگ اسلامى مى‏دهند؛ آنانى كه حاضرند با هر مجرم و جنايت پيشه‏اى، كنار آيند؛ مانند وعاظ السلاطين وابسته به وهابيت، كه مبارزه با آمريكا و اسرائيل را خلاف شرع مى‏دانند. آنان كه در برابر جنايات اسرائيل دم برنياوردند و جنايات وهابيان را در كشتن زائران خانه خدا توجيه كردند و برايش آيه و روايت آوردند. آرى، بايد گفت: آنان بدترين فقيهانند كه فتنه‏ها از آنان شروع شده، به آنان نيز بازمى‏گردد.

د) خروج از دين

يكى ديگر از علائم آخرالزمان اين است كه مردم از دين خارج مى‏شوند. روزى امام‏حسين(ع) به نزد اميرمؤمنان(ع) آمد. گروهى در گرداگرد حضرت(ع) نشسته بودند. ايشان به آنان فرمود: «حسين پيشواى شماست. رسول خدا او را سيّد و سرور ناميده‏است. از نسل او مردى ظهور خواهد كرد كه در اخلاق و چهره، شبيه من است. او دنيا را پر از عدل و داد مى‏كند؛ چنان‏كه )پيش از آن‏) پر از ستم و جور شده است». سؤال‏شد: اين قيام در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: «افسوس! هنگامى كه از دين خارج‏شويد؛ هم‏چنان‏كه زن براى شوهرش از لباسش خارج مى‏شود».

ه) دين فروشى

انسان مكلّف است كه اگر جانش به خطر افتاد، از مالش بگذرد تا جانش محفوظ بماند و اگر دينش را خطرى تهديد كرد، از جانش مايه بگذارد تا خطر متوجّه دينش نشود؛ ولى در آخرالزمان دين را به بهاى كمى مى‏فروشند و انسان‏هايى كه صبح مؤمن بوده‏اند، بعد از ظهر كافر مى‏گردند.

رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: «واى بر عرب از شرّى كه به آنان نزديك شده است. فتنه‏هايى چون پاره‏هاى شب تاريك و ظلمانى. صبح‏گاهان مرد مؤمن است و به هنگام غروب كافر. گروهى دين خود را به بهاى ناچيز و متاع اندك مى‏فروشند. كسى كه در آن روز به دين خود چنگ زده و پاى بند است، همانند كسى است كه گلوله‏اى از آتش را در دست گرفته يا بوته‏اى از خار را در دست مى‏فشرد».

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:47  توسط ابوالفضل  | 

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، كشور ايران در تصور غربيها پايگاهى حياتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى‏آمد و از ديدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصيل به شمار مى‏رفت كه «شاه‏» سر سپرده غرب و هم‏پيمان اسرائيل بر آن حكومت مى‏كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليه‏السلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشه‏دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مى‏خوريم و آنها را بررسى مى‏كنيم، به يكديگر مى‏گوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مى‏نمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيله‏ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى‏تواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مى‏باشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.

اين طرز فكر رايج‏بين ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بين ملتها هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد و چه بسا همين ايرانيان مورد بحث، بدتر از ساير ملتها بوده‏اند، به دليل اينكه آنان طرفداران تمدنى كفر آميز و برترى جوييهاى ملى و نژادى بوده‏اند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى‏اش براى ايجاد چنين تز و طرز فكرى و تربيت مردم ايران، بر همين روش پافشارى مى‏كردند.

... تا اينكه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگير كرد و قلبهاى غمگين آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرنهاى گذشته بى‏سابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنين پيروزى را نداشتند. اين سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، اين بود كه همه‏جا صحبت از فضل و برترى ايرانيان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، يكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تيتر مجله تونسى «شناخت‏» بود كه در آن آمده بود: «پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، ايرانيان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى‏گزيند» اين نوشته‏ها، خاطرات ما را درباره ايرانيان تجديد كرد و دريافتيم رواياتى كه از پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاريخ گذشته آنها نبوده، بلكه ارتباط به آينده نيز دارد...

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 17:45  توسط ابوالفضل  |