|
شعبان شد و پيك عشق از راه آمد – عطرنفس بقيه الله آمد – با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد. {اعياد شعبانيه بر شما مبارك}
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 7:38  توسط ابوالفضل
|
حضرت امام رضا عليه السلام: « سَيُونِسُ اللهُ به ( خِضْر ) وَحْشَةَ قائِمِنا (عليه السلام) فى غِيْبَتِه وَ يَصِلُ بِه وَحْدَتَهُ.» « بزودى خداوند حضرت خضر را مونس وحشت قائم ما عليه السلام قرار خواهد داد و تنهائى او را بر طرف خواهد كرد.» در طول تاريخ هميشه اهل كفر و باطل به پيكار اهل ايمان و حقّ پرداخته اند، و شياطين در مسير هدايت، سنگ انداخته اند. بعد از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله خلفاى كفر و الحاد يكى پس از ديگرى در مقابل ائمّه هُدى عليهم السلام قرار گرفتند، و هريك به نحوى اين اولياء الهى را به شهادت رسانيدند. نوبت به اولياء كه رسيد آسمان طپيد زان ضربتى كه بر سرشير خدا زدند آن در كه جبرئيل امين بود خادمش اهل ستم به پهلوى خير النساء زدند پس آتشى ز اخگر الماس ريزه ها افروختند و بر جگر مجتبى زدند پس آن سرادقى كه ملك نيست محرمش كندند از مدينه و در كربلا زدند و همين گونه يك يك ائمه دين را بعد از اذيّت بسيار، به زهر يا سمّ به شهادت رساندند. امّا از آن جا كه مشيّت الهى بر آن تعلّق گرفت كه حجت بالغه الهى به دور از دولت فاسقين و ظالمين گذران عمر شريف نمايد، و يكه و تنها ساكن صحراها و بيابان ها و نقاط اقصى باشد، و يا در شهرها به دور از دسترس مردم تردد نمايد و از انظار خلق غايب و مستور باشد، خداوند، مردمان كامل و برترين نيكويان خلق خود را به خلوتگاه انس او خواهد فرستاد تا هم دم و هم راه و مونس تنهائى او باشند و از آن جمله است حضرت خضر نبى على نبيّنا و آله و عليه السلام. در بعضى از روايات چنين آمده كه سى نفر از نيك سيرتان و خوبان كامل، اُنس تنهائى يگانه باقيمانده حضرت زهرايند سلام الله عليها (فَطُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب)
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:29  توسط ابوالفضل
|
چشم انتظارى جز بر پايه شناخت ميسّر نيست. ابتدا بايد رهبرى مبتنى بر وحى و عصمت را شناخت و به لزوم آن معتقد بود تا بتوان خود را براى استقرار و پذيرش آن آماده ساخت . چنانكه ابتدا بايد نسبت به رهبر معصوم و امام منصوب از طرف خدا و پيامبر، معرفت پيدا كرد تا بتوان در دوران غيبتش به اميد زمان ظهورش به اطاعتش برخواست . و بدينگونه است كه امام باقر(عليه السلام)اين ويژگى را قبل از انتظار بيان مى فرمايد: «العارف منكم هذا الأمر المنتظر له ........... كمن جاهد.» «از ميان شما هركس كه اين امر را بشناسد و در انتظار آن باشد، بمنزله جهادگران است.» و نيز از اين روست كه امام سجاد(عليه السلام) اعتقاد به امامت را پيش از انتظار بيان مى دارد: «اِنّ اهلَ زمان غيبته القائلون بامامته، المنتظرون لظهوره، فضل اهل كل زمان» «همانا مردم دوران غيبت امام زمان(عليه السلام)كه به امامت و پيشوائى او معتقد باشند و در انتظار ظهورش بسر برند، برتر از مردم هردوران ديگرند.» پرهيزكارى : معيار و اساس كرامت در اسلام چيزى جز پرهيزكارى و دورى از گناه نيست. پس اگر قرار باشد انتظار فرج و ديده به راه حاكميت اسلام و قرآن دوختن، فضيلت و كرامت مؤمنين به شمار آيد، هرگز خارج از مدار تقوى نمى تواند باشد. اجر و مقام منتظران اگر همپايه جهادگران در ركاب پيامبر(صلى الله عليه وآله)و شهيدان بخون فتاده در برابر او قرار مى گيرد، به يقين چنين درجه و پاداشى جز در سايه جهاد با نفس و پيروزى بر شيطان درون و پرهيز از گناه و معصيت دست يافتنى نيست. دامن آلودگانِ به خباثت گناه، اگر درفراق يار به ظاهر، خون از ديده ببارند بازهم در شمار منتظرين نيستند. لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:27  توسط ابوالفضل
|
حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام: «لَوْ قامَ الْمَهْدِىُّ لاََنكَرَهُ النّاسُ، لاَِنَّهُ يَرْجِعُ اِلَيْهِم شابّاً وَ هُمْ يَحْسَبُونَهُ شَيْخاً كَبيراً.» «چون حضرت مهدى عليه السلام قيام نمايد، مردم او را انكار كنند، زيرا او را پيرى بزرگ سال مى پندارند، ولى او به صورت جوان به سوى آن ها بر مى گردد.» از ويژگى هاى گل نرجس عليها السلام اين كه مرور ايّام و گذران شب ها بر جسم مطهّرش اثر نمى گذارد، او امام «عصر» و «زمان» است پيش از زمان و پيشواى زمان است، و بر زمين و زمان احاطه كامل و تسلط شامل دارد. برتر از زمان و فراتر از مكان است، بلكه به وجود آن حضرت، آسمان و زمين و گردش ايام و ليالى، استوار و برقرار است. «بِوُجُودِه ثَبَتَتِ الاَْرْضُ وَ السَّماءُ.» آسمان و زمين و ليل و نهار به ولايش چنين گرفته قرار پس اگر اراده آن جناب كه همان مشيت پاك الهى است بر آن تعلق گيرد كه گذران زمان در وجود مسعود او اثر نگذارد، بايد كه زمانه، اسلحه خويش را زمين بگذارد و سر تسليم بر آستان حضرتش فرود آرد كه اطاعت امام عليه السلام بر همه چيز و همه كس به وجوب تكوينى و تشريعى واجب است. و بدين جهت آن عزيز با عمرى طولانى اما سيماى جوان و نورانى و در چهره اى چهل ساله يا كمتر ظاهر خواهند شد، و به همين خاطر بسيارى از مردم، حضرتش را انكار مى كنند، زيرا بعد از گذشتن زمانى طولانى او را پيرى سالخورده مى پندارند و در شمار جوانانش نمى انگارند، و اين نيز بحر امتحانى است كه جز مؤمنين توان عبور از آن را ندارند.
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:25  توسط ابوالفضل
|
حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام: «لَوْ قامَ الْمَهْدِىُّ لاََنكَرَهُ النّاسُ، لاَِنَّهُ يَرْجِعُ اِلَيْهِم شابّاً وَ هُمْ يَحْسَبُونَهُ شَيْخاً كَبيراً.» «چون حضرت مهدى عليه السلام قيام نمايد، مردم او را انكار كنند، زيرا او را پيرى بزرگ سال مى پندارند، ولى او به صورت جوان به سوى آن ها بر مى گردد.» از ويژگى هاى گل نرجس عليها السلام اين كه مرور ايّام و گذران شب ها بر جسم مطهّرش اثر نمى گذارد، او امام «عصر» و «زمان» است پيش از زمان و پيشواى زمان است، و بر زمين و زمان احاطه كامل و تسلط شامل دارد. برتر از زمان و فراتر از مكان است، بلكه به وجود آن حضرت، آسمان و زمين و گردش ايام و ليالى، استوار و برقرار است. «بِوُجُودِه ثَبَتَتِ الاَْرْضُ وَ السَّماءُ.» آسمان و زمين و ليل و نهار به ولايش چنين گرفته قرار پس اگر اراده آن جناب كه همان مشيت پاك الهى است بر آن تعلق گيرد كه گذران زمان در وجود مسعود او اثر نگذارد، بايد كه زمانه، اسلحه خويش را زمين بگذارد و سر تسليم بر آستان حضرتش فرود آرد كه اطاعت امام عليه السلام بر همه چيز و همه كس به وجوب تكوينى و تشريعى واجب است. و بدين جهت آن عزيز با عمرى طولانى اما سيماى جوان و نورانى و در چهره اى چهل ساله يا كمتر ظاهر خواهند شد، و به همين خاطر بسيارى از مردم، حضرتش را انكار مى كنند، زيرا بعد از گذشتن زمانى طولانى او را پيرى سالخورده مى پندارند و در شمار جوانانش نمى انگارند، و اين نيز بحر امتحانى است كه جز مؤمنين توان عبور از آن را ندارند.
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:24  توسط ابوالفضل
|
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «افضل اعمال امّتى انتظار الفرج.» برترين كارهاى امت من انتظار فرج است. و فرمود: «انتظار الفرج عبادة.» انتظار فرج عبادت است. و فرمود: «افضل العبادة انتظار الفرج.» والاترين عبادت، انتظار فرج است. و فرمود: «افضل جهاد امّتى انتظار الفرج.» بالاترين جهاد امت من، انتظار فرج است. در ميان همه خلايق، امّتى والاتر از امّت حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)نمى توان يافت، و چون چنين است اعمال امت پيامبر والاتر از اعمال همه امّت هاست. در ميان چنين اعمال والايى از امّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)والاتر از «انتظار فرج» نمى توان يافت، چون «انتظار فرج» انتظار «قدرت اسلام و توحيد» است. انتظار «حاكميّت وحى و ولايت» است، انتظار اجراى حدود الهى و احكام قرآنى است. از ديگر سو، «انتظار فرج» عمل است، كار و تلاش و تكاپو است و چه عملى از مقدمه سازى براى قدرتمند گشتن اسلام و توحيد و به حاكميت رسيدن وحى و ولايت و اجرا شدن حدود الهى و احكام قرآنى، مقدّس تر و پسنديده تر و با فضيلت تر است؟ در كلام نورانى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به همين بسنده نمى شود كه «انتظار فرج»، والاترين عمل از والاترين امّت به شمار رود. بلكه بالاترين درجه از با ارزش ترين عمل مؤمنين يعنى «عبادت» كه نمايش خالصانه اطاعت و بندگى خداست، به آن اختصاص مى يابد. «انتظار فرج»، عبادت است زيرا جلوه اى زيبا از گردنگزارى به فرمان خدا و گردنفرازى در برابر طاغوتان است و قصد قربت مى طلبد. و بالاترين عبادت است چون رنگ گرفته از ايمانى راستين به خدا و پيامبر و رستاخيز، و برخاسته از باورى پويا به امامت و ولايت و حق حاكميت قرآن، و مستلزم ايثار و استقامت و فداكارى است. و به اين نيز اكتفا نمى شود بلكه «انتظار فرج» نه تنها جهاد، بلكه بالاترين جهاد امت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)محسوب مى شود. جهاد كه خود شورانگيزترين و سرنوشت سازترين حركت عبادى مؤمنان است، درجاتى دارد و برترين اين درجات در كلام نورانى امين وحى به «انتظار فرج» اختصاص يافته است. راستى اين چه شكوه شگرفى است كه در «انتظار فرج» نهفته و آن چه حماسه و شور شعورى است كه چنين منزلتى شگفت به «انتظار فرج» بخشيده است؟!
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:14  توسط ابوالفضل
|
بسمه تبارك و تعالى «از خداى متعال فرج و ظهورولى عصر (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) را بخواهيم» قالَ جَعْفَر بْن مُحَمَّد الصّادِق (عليه السلام) : مَنْ ماتَ مِنْكُمْ عَلى هذَا الاَْمْرِ مُنْتَظِراً كَانَ كَمَنْ كانَ فى فَسْطاطِ الْقائِم (عليه السلام) . حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس از شما در حال انتظار اين امر (ظهور مهدى «عجل اللّه تعالى فرجه الشريف» ) بميرد، همچون كسى است كه در خيمه قائم (در حال جهاد همراه با آن حضرت) باشد. كمال الدين و تمام النعمة، ص 644
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 7:52  توسط ابوالفضل
|
كلام جانبخش حضرت مهدى(عليه السلام)، كه در ضمن ديدارهايى با مواليان حقيقى و شيعيان خاص، يا در توقيعات شريفه از ناحيه مقدسه آن بزرگوار صادر شده است، در همه ابعاد، الهام دهنده، راهگشا، تعهّد بخش و حركت آفرين است. تدبّر در نمونه هايى از سخنان حضرت، مى تواند شيوايى و غناى معجزه آساى آن را به ما بشناساند و در راستاى شناخت بيشتر آن امام كريم و عمل به خواسته هاى خدا جويانه وارشادات حكيمانه ايشان، ياريگرمان باشد. * يگانه مظهر الهى: «انا بقيّة اللّه في أرضه». من يگانه مظهر و الهى باقيمانده در زمين هستم. * حجّت خدا: «انا حجّة اللّه على عباده». من حجّت خداوند بربندگان اويم. * پايان بخش سلسله وصايت: «انا خاتم الأوصياء». من آخرين وصىّ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و پايان دهنده سلسله وصايت مى باشم. * قيام كننده: «انا القائم من آل محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ». من، قيام كننده از خاندان پيامبر خدا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)هستم. * احياگر عدلت: «انا الّذى أخرج فى آخر الزّمان بهذا السّيف فاملأ الارض عدلا وقسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً». من با اين شمشير در آخر زمان قيام مى كنم و زمين را از عدالت و داد، آكنده مى سازم چنانكه از بيداد و ستم پر شده باشد. لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 7:50  توسط ابوالفضل
|
دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عليه السلام)، بدون شك، والاترين، شكوفاترين وارجمندترين فصل تاريخ انسانيّت است. دورانى كه وعده هاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان وراثت صالحان عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه شكوهمندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود. در احاديث مختلفه، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است: 1 ـ حاكميت اسلام در سراسر هستى: امام باقر (عليه السلام) در تفسير اين آيه از قرآن كريم: «و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدّين للّه»مى فرمايد: «تأويل اين آيه هنوز نيامده است. پس زمانى كه تأويل آن فرا رسد، آنقدر از مشركين كشته مى شوند تا بقيّه، خداى عزّوجلّ را به آيين توحيد پرستش نمايند و هيچ آثارى از شرك باقى نماند، و اين امر در قيام قائم ما، تحقق خواهد يافت». امام صادق (عليه السلام) نيز فرمود: «اذا قام القائم لايبقى أرض اِلاّ نودى فيها شهادة أن لا اِله اِلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه».([2] [24] ) «زمانى كه حضرت قائم قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند مگر اينكه نداى شهادتين ـ لا اِله اِلاّ اللّه و محمد رسول اللّه ـ در آن طنين اندازد». لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 7:49  توسط ابوالفضل
|
در آن زمان، بساط ظلم و ستم برچيده خواهد شد، و عدالت گسترش خواهد يافت، و فقر اقتصادى از ميان خواهد رفت و نيازمنديهاى مادى و معنوى مردم تأمين خواهد گرديد، و همگان به اخلاق حميده اسلامى آراسته خواهند شد، و پرده هاى ظلمت و تاريكى به كنار خواهد رفت، و مردمان در ناز و نعمت زندگى خواهند كرد: «برگزيدگان من، از عمل دستهاى خود تمتّع خواهند برد، زحمت بيجا نخواهند كشيد، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زاييد; زيرا كه اولاد بركت يافتگان خداوند هستند و ذريّت ايشان با ايشان اند. و قبل از آن كه بخوانند من جواب خواهم داد، و پيش از آن كه سخن گويند من خواهم شنيد. گرگ و برّه با هم خواهند چريد، و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و خوراك مار خاك خواهد بود، خداوند مى گويد كه در تمامى كوه مقدّس من، ضرر نخواهند رسانيد و فساد نخواهند كرد». در اين بشارت نيز از ظهور شخصيّت عظيم و بى نظيرى خبر مى دهد كه در زمان حكومت حقّه او، همه تنگيها و سختيها بر طرف شده و در پرتو اجراى احكام خدا و پياده شدن حقّ و عدل و قانون، آسمان و زمين، آفرينش نوينى يافته كه از آسمان جز خير و بركت، و از زمين جز نعمت و منفعت ديده نشود، و مردمان همگى در رفاه و آسايش و راحتّى زندگى خواهند كرد و فشارها و ناكاميها و ستمهاى دوران گذشته را به ياد نخواهند آورد. بنابراين، جاى هيچ گونه شكّ و ترديدى نخواهد بود كه آن شخصيّت عظيم و بى مانند كه يكى از برنامه هاى الهى او تأمين رفاه همگانى و آباد ساختن جهان انسانى است، همان مهدى موعود(عليه السلام) خواهد بود كه خداوند به بركت وجود او همه جمعيّت روى زمين را از آن همه رفاه و نعمت و خوشى برخوردار خواهد ساخت. در اين زمينه روايات بسيار زيادى از وجود مقدّس رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)و ساير پيشوايان معصوم(عليهم السلام) رسيده است كه ما در اين جا به ذكر حديثى چند بسنده مى نماييم. 1 ـ پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: «تَنعَمُ اُمَّتِي في زَمَنِ المهدي نِعْمَةً لَمْ يَتَنْعَّمُوا مِثلَها قَطُّ، يُرْسِلُ السَّماء عَلَيْهِم مِدراراً، وَ لا تَدَعُ الاْرْضُ شَيْئاً مِنْ نَباتِها إلاّ أخْرَجَتْهُ، وَ المالُ يَومَئِذ كُدُوس، يَقُومُ الرَّجُلُ يقُولْ: يا مَهْدِي ! أعْطِني ، فَيَقُولُ: خذ». «اُمّت من در زمان حضرت مهدى(عليه السلام) آنچنان از نمعت الهى بهره مند مى شوند كه هرگز نظير آن ديده نشده است. آسمان باران رحمتش را سيل آسا بر آنها فرو مى ريزد، زمين چيزى از گياهانش را باقى نمى گذارد جز اين كه آن را مى روياند. در آن روز ثروت بر روى هم انباشته مى شود، هر كسى كه بيايد و بگويد: اى مهدى! به من عطا كن، مى فرمايد: بگير». لطفا برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:36  توسط ابوالفضل
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:47  توسط ابوالفضل
|
روزه داران واقعى چگونه اند؟ شب زنده داران سحرخيزى كه به نيّت قرب الهى دست از خوردن و آشاميدن و بسيارى لذّت هاى حلال ديگر كشيده اند، بندگان با اخلاصى كه زبان و چشم و گوش و دست و حتّى دلشان را در محدوده فرمان خداى تعالى از هر چه ناخوشايند اوست باز داشته اند، ايمان آوردگان صادقى كه ياد محرومان مجال كامرانى را از آنان گرفته و ذكر قيامت فرصت گناه و نافرمانى را از ايشان سلب كرده است، از طلوع فجر تا غروب خورشيد چه حالى دارند؟ حال منتظران نيز همانگونه است! آنان در پيشگاه خدا چه اجرى دارند؟ پاداش منتظران نيز همانند اجر آنان است! همنشينان امام زمان(عليه السلام) چگونه اند؟ سعادتمندانى كه توفيق ديدار يافته اند، امتحان شدگانى كه لياقت همنشينى با امام خويش را به اثبات رسانده اند، ياران با وفايى كه به خاطر اوج ايمان و تقوى و ولايت شان شرافت حضور در خيمه قائم(عليه السلام)را پيدا كرده اند، در كنار مولا و مراد خويش چه حالى دارند؟ حالِ منتظران نيز همانگونه است! آنان چه آدابى را مراعات مى كنند؟ در نشست و برخاست ها و در سكوت و سخن گفتن هاى شان چه مراقبت هايى دارند؟ آداب و سلوك منتظران نيز همانند آداب و سلوك آنان است جنگاوران ركاب مهدى(عليه السلام) چگونه اند؟ رزم آوران خدا جويى كه به عنوان جنود الهى برگزيده شده اند، جهادگران پيروزى كه پس از عمرى مجاهده با شيطان و هوس در زمره ياوران سپاه ايزدى امام قائم(عليه السلام) در آمده اند، پيكارجويان افتخار آفرينى كه شمشير بركف در ركاب امام نور بر صف ظلمت زدگان سپاه شرك و كفر و ستم تاخته اند، در زير پرچم سردار لشكر توحيد چه حالى دارند؟ حال منتظران نيز همانگونه است! حركت و حمله و جنگ و جهادشان به فرمان امام مجاهدين چگونه است؟ تلاش و مبارزه منتظران نيز همانند تلاش و مبارزه آنان است شاهدان شهيد سپاه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)چگونه اند؟ به خاك افتادگان مجروحى كه در دفاع از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)تا پاى جان جنگيده اند، به خون غلطيده گانى كه براى خدا و به عشق رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از همه چيز و همه كس دست شسته و در آخرين لحظات حيات، چشم انتظار نگاه عطوفت و دست نوازش او، ديده به ميانه ميدان دوخته اند، مرغان شكسته بال و خونين پرى كه سر بر دامان پيامبر رحمت نهاده و با امداد از لبخند رضايت او، اجازه پرواز به باغ عطرآگين ملكوت يافته اند، چه حالى دارند؟ حال منتظران نيز همانگونه است! ارزش آنان در تاريخ، اهميّت آنان در بقاى دين، اعتبار آنان در نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و اجر و مقام آنان در نزد خدا چقدر است؟ ارزش و اهميّت و اعتبار و اجر و مقام منتظران نيز همانند ارزش و اهميت و اعتبار و اجر و مقام آنان است! و اينگونه احاديث، خود بالاترين گواه بر ميزان درجات منتظران است. درجاتى كه از همسانى با درجات روزه داران شروع مى شود و تا بى نهايت ادامه مى يابد. بى نهايتى كه تنها «عنداللّه» تحقق مى يابد، فقط در نزد خدا عملى مى شود. «اَحْياءٌ عند ربّهم يُرزَقُونَ» اگر چه در نگاهى عميق تر همه درجات منتظرين در محدوده بى نهايت ها و خارج از حيطه درك و فهم ماست. زيرا در اولين درجه آنان نيز كه مقام روزه داران است، خدا فرمود: «الصوم لى و أنا اجزى به.»
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:24  توسط ابوالفضل
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 5:5  توسط ابوالفضل
|
|
|