|
بسم رب المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بقية الله في الارضين روحي ارواحنا لتراب مقدمه الفدا انشا الله السلام عليك يا مولاي، سلام مخلص لك في الولايه اشهد انك الامام المهدي قولا و فعلا انت الذي تملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملت ظلما جورا فعجل الله فرجك سهل مخرجك و قرب زمانك و كثر انصارك و اعوانك وانجزلك ما وعدك فهو اصدق القائلين و نريدان نمن علي الذين استضعوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين يا مولاي يا صاحب الزمان. فصل علي مولاي و سيدي صاحب العصر والزمان واجعلني من انصاره و اعوانه واشياعه و الذابين عنه و جعلني من المستشهدين بين يديه طائعا غير مكره. سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهايي، سلام بر مهدي كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم، سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحا و موعود موعود ها، سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر. سلام بر مهدي، ديدهبان خدا و مظهر هدي، وصي اوصيا و گزيده اوليا، سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصوب، پرچم بر افراشته و دانش انباشته. سلام بر آن آقا و عزيزي كه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست و آن سفينة النجاة در وصفش فرمود:تعرفون المهدي بالسكينة والوقار و بعرفه الحلال والحرام و بحاجه الناس اليه و لا يحتاج الي احد. يا مهدي ادركني عجل علي ظهورك
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:17  توسط ابوالفضل
|
سردى عواطف انسانى
رسول گرامى اسلام(ص) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفى چنين بيان مىدارد: «در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان و كوچك تران رحم نمىكنند و قوى بر ضعيف ترحم نمىنمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدى) اذن قيام و ظهور مىدهد». نيز آ ن حضرت مىفرمايد: «قيامت برپا نمىشود تا آن كه زمانى فرا رسد كه مردى (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه كند و آنان را به خويشاوندى سوگند دهد تا بلكه به او كمك كنند؛ ولى چيزى به او نمىدهند. همسايه از همسايه خود كمك مىطلبد و او را به حقّ همسايگى سوگند مىدهد؛ ولى همسايه كمكش نمىكند». نيز آن حضرت مىفرمايد: «از نشانههاى قيامت، بدرفتارى با همسايه و گسستن پيوندهاى خويشاوندى است». از آنجا كه در برخى از روايات «الساعه» به ظهور حضرت تأويل شده است، روايات «اَشراط الساعه» را به نشانههاى ظهور تفسير كرديم. آرزوى كمى تعداد فرزند
پيامبر اسلام(ص) مىفرمايد: «رستاخيز بر پا نمىشود، تا آن كه كسى كه پنج فرزند دارد، آرزوى چهار فرزند كند و آن كه چهار فرزند دارد، مىگويد: كاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوى دو فرزند دارد و آن كه دو فرزند دارد، آرزوى يك فرزند نمايد و كسى كه يك فرزند دارد، آرزو كند كه: كاش فرزندى نداشت». در روايت ديگرى مىفرمايد: «روزگارى خواهد آمد كه غبطه مرد كم فرزند را بخوريد، چنانكه امروز غبطه فرزند و ثروت زيادتر را مىخوريد؛ تا آنجا كه يكى از شما، از كنار قبر برادرش مىگذرد و خود را بر قبر او مىغلطاند؛ آن گونه كه حيوانات خود را بر خاك چراگاه مىغلطانند و مىگويد: اى كاش من به جاى او بودم و اين سخن نه به سبب شوق ديدار خداوند و يا به دليل اعمال نيكى است كه از پيش فرستاده است؛ بلكه به جهت بلاها و گرفتارىهايى است كه بر او فرود مىآيد». نيز آن حضرت مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود، مگر آن كه فرزند كم گردد». در اين روايت «الولد غيضاً» آمده است كه معناى آن سقط جنين و جلوگيرى از باردارى است؛ ولى كلمه «غيظاً» كه در روايت ديگرى آمده است به معناى غم و مشقّت و محنت و غضب است. يعنى مردم در آن دوران با سقط جنين و جلوگيرى از افزايش فرزند، مانع زيادشدن فرزندان مىشوند. يا فرزند داشتن موجب غم و اندوه و خشم خواهد بود و شايد اين بهعلت مشكلات سخت اقتصادى، گسترش بيمارىها در كودكان و نبودن امكانات، تبليغ و تشويق به كنترل جمعيت و يا عامل ديگر باشد. افزايش خانوادههاى بىسرپرست
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «از نشانههاى قيامت اين است كه مردان كم مىشوند و زنان بسيار. تا آنجا كه هر پنجاه زن يك سرپرست خواهند داشت». شايد اين وضعيت بر اثر افزايش تلفات جانى مردان باشد كه در جنگهاى پى در پى و طولانى صورت مىگيرد. نيز آن حضرت مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود، مگر آن كه روزگارى فرا رسد كه به دنبال يك مرد، حدود سى زن به راه افتد و هر كدام از او تقاضا كند كه با او ازدواج نمايد». حضرت در روايت ديگرى مىفرمايد: «خداوند دوستان و برگزيدگان خود را از ديگران جدا مىكند تا اين كه زمين از منافقان و گمراهان و فرزندان آنان پاك شود. زمانى فرا رسد كه پنجاه زن با يك مرد روبه رو شده، يكى مىگويد: اى بنده خدا! مرا بخر و ديگرى مىگويد: به من پناه ده». اَنس مىگويد: پيامبر(ص) فرمود: «قيامت برپا نمىشود، مگر آن كه زمانى فرا رسد كه (براثر تلفات مردان و كثرت زنان) زنى كفشى را در راه بيابد و (از روى دريغ و افسوس) گويد: اين كفش از آن مردى بوده است؛ در آن روزگار، براى هر پنجاه زن، يك سرپرست خواهد بود». اَنس مىگويد: آيا نمىخواهيد حديثى را كه از پيامبر(ص) شنيدم، نقل كنم؟ پيامبر(ص) فرمود: «مردان از بين خواهند رفت و زنان باقى مىمانند».
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:43  توسط ابوالفضل
|
فساد اخلاقى
هرگونه انحراف وفسادى ممكن است به گونهاى قابل تحمّل باشد، جز فساد جنسى كه براى انسانهاى غيرتمند و شرافتمند، بسيار ناگوار و غيرقابل تحمّل است. از انحرافهاى بسيار زشت و خطرناكى كه جامعه پيش از ظهور امام زمان(عج) به آن گرفتار مىشود، بىامنيتى خانوادگى و ناموسى است. در آن روزگار، فساد و بىبند و بارى اخلاقى، بهطور گستردهاى گسترش مىيابد. قبح و زشتى كردارهاى حيوانى گروهى انسان نما، بر اثر گسترش فساد وتكرار آن از بين مىرود و حالت عادى و طبيعى به خود مىگيرد. فساد چنان فراگير مىشود كه كمتر كسى مىتواند و يا مىخواهد از آن جلوگيرى كند. جشنهاى دو هزار و پانصد ساله سلطنتى در سال 1350 شمسى و در زمان سلطنت محمدرضا پهلوى، با عنوان جشن هنر شيراز كه در آن صحنههاى بسيار زشتى از زندگى حيوانى نمايش داده شد، اعتراض و خشم جامعه اسلامى ايران را برانگيخت؛ ولى در روزگار پيش از ظهور، خبرى از اين اعترضها نيست و تنها اعتراض، اين است كه چرا در وسط چهارراهها چنين اعمال زشتى صورت مىگيرد. اين بالاترين نهى از منكرى است كه انجام مىشود و چنين شخصى، عابدترين فرد زمان خود است. اينك نظرى به روايات مىافكنيم تا عمق فاجعه از بين رفتن ارزشهاى اسلامى و گسترش فساد در آن روزگار را درك كنيم. رسول خدا(ص) مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود تا آن كه زنى را در روز روشن و بهطور آشكار (و در پيش روى همگان از چنگ صاحبش) گرفته، در وسط راه به او تعدّى كنند؛ ولى احدى اين كار را نكوهش نكند و از آن جلوگيرى ننمايد. بهترين آن مردم، كسى است كه مىگويد: اى كاش كمى از وسط راه كنار مىرفتى و كارت را انجام مىدادى». همچنين حضرت مىفرمايد: «سوگند به آن كه جان محمد(ص) در دست اوست، اين امّت از بين نمىروند تا آن كه مرد بر سر راه زنان مىايستد (و چون شير درنده) به آن تجاوز مىكند. بهترين آن مردم، كسى است كه مىگويد: اى كاش او را پشت اين ديوار پنهان مىكردى و در ملأ عام، اين عمل را انجام نمىدادى». در بيانى ديگر مىفرمايد: «آن مردمان چون حيوانات، در وسط راه بر هم مىشورند و با هم مىستيزند و آنگاه يكى از آنان به مادر، خواهر و دختر او در وسط راه و در حضور همگان تجاوز مىكند، سپس آنان را در معرض تعدّى ديگران قرار مىدهد و يكى پس از ديگرى عمل زشت را انجام مىدهند؛ ولى كسى اين كردار زشت را نكوهش نمىكند و تغيير نمىدهد. بهترين آنان كسى است كه مىگويد: اگر از جاده و از نظر مردم دور مىشديد، بهتر بود». گسترش اعمال منافى عفّت
محمد بن مسلم مىگويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد كرد؟ امام فرمود: «هنگامى كه مردها خود را شبيه زنان كنند و زنان شبيه مردان شوند. آنگاه كه مردان به مردان اكتفا كنند يعنى لواط كنند1 و زنان به زنان». روايت ديگرى به همين مضمون از امام صادق(ع) نقل شده است. ابوهريره نيز از پيامبر(ص) نقل مىكند: «قيامت برپا نمىگردد تا آن كه مردان براى انجام عمل زشت بر يكديگر سبقت بگيرند؛ چنانكه نسبت به زنان چنين مىكنند». روايات ديگرى نيز به همين مضمون آمده است.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:42  توسط ابوالفضل
|
يكى از مسائلى كه جامعه بشرى پيش از ظهور امام(ع) از آن رنج مىبرد، بيدادگرى و ستمى است كه به وسيله حكومتها بر مردم مىرود. رسول خدا(ص) در اين باره مىفرمايد: «زمين از ستم و بيداد پُر مىشود؛ تا جايى كه در هر خانهاى ترس و جنگ وارد مىگردد». حضرت على(ع) مىفرمايد: «زمين پر از ستم و بيداد مىگردد؛ تا آن كه ترس و اندوه در هر خانهاى وارد شود». امام باقر(ع) مىفرمايد: «حضرت قائم(ع) قيام نمىكند، مگر در دورانى پر از بيموهراس». اين بيم و ترس چيزى است كه غالباً از حكومت زمامداران ستمگر و خودسر جهانسرچشمه مىگيرد؛ زيرا پيش از ظهور آن حضرت، ستمگران بر جهان فرمانروايىمىكنند. امام باقر(ع) در اين باره مىفرمايد: «مهدى(ع) هنگامى قيام مىكند كه زمام كارهاى جامعه در دست ستمكاران باشد». ابن عمر مىگويد: مرد شرافتمند و داراى مال وفرزند (در آخر الزمان) به سبب رنجها و گرفتارىهايى كه از سوى فرمانروايان مىبيند، آرزوى مرگ مىكند. نكته قابل توجّه اين است كه پيروان پيامبر(ص) تنها از تجاوز و هجوم قدرتهاى بيگانه رنج نمىبرند، بلكه از سوى حكومتهاى خودكامه و مستبد خودشان نيز در فشار و رنجند؛ آنچنانكه زمين با همه گستردگىاش بر آنان تنگ مىشود و به جاى احساس آزادى، خود را در زندانى بزرگ احساس مىكنند. هم اكنون در جهان اسلام جز ايران - كه با عنايت خداوند و امام زمان(عج) در آن فقيه عادل حكومت مىكند - باقى رهبران كشورهاى اسلامى با اسلام و مسلمانان ميانه خوبى ندارند و با آنان بيگانهاند. در روايات، در اين زمينه چنين آمده است: رسول گرامى اسلام(ص) مىفرمايد: «در آخر الزمان بلاى شديدى - كه سختتر از آن شنيده نشده باشد - از سوى فرمانروايان اسلامى بر امّت من وارد خواهد شد؛ به گونهاى كه فراخناى زمين بر آنان تنگ خواهد گشت و زمين از بيداد و ستم لبريز گردد؛ آنچنانكه مؤمن براى رهايى از ستم، پناهگاهى كه بدان پناهنده شود، نمىيابد». در پارهاى از روايات به ابتلاى مسلمانان به رهبران خودكامه تصريح گشته، در پى حكمرانى آن فرمانروايان ستمگر، ظهور مصلح كلّ، نويد داده شده است. در اين دسته از روايات، از سه گونه حكومت - كه پس از رسول گرامى اسلام بر سر كار مىآيند - سخن به ميان آمده است. اين سه گونه حكومت عبارتند از: خلافت، امارت و ملوك و پس از آن، جباران حاكم مىشوند. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «پس از من خلفايى بر سر كار خواهند آمد؛ بعد از خلفا، امرايىو پس از امرا، پادشاهان و پس از آنان جباران و ستمگران؛ سپس مهدى(عج) ظهور مىكند».
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:41  توسط ابوالفضل
|
اسلام و مسلمانان
اسلام به معناى تسليم بودن در برابر دستورات الهى است. اسلام برترين و بهترين اديان است كه خوش بختى بشر را در دنيا و آخرت تضمين مىكند؛ ولى آن چه ارزش دارد، عملكردن به دستورات اسلام و قرآن است. در آخر زمان همه چيز بر عكس مىشود؛ يعنى از اسلام جز نامى بر جاى نمىماند. قرآن در جامعه حضور دارد؛ ولى تنها خطوطى است كه بر برگها نقش بسته است و مسلمانان تنها از نام مسلمانى برخوردارند و از اسلام نشانى ندارند. پيامبر گرامى اسلام(ص) مىفرمايد: «دورانى بر امّت من مىآيد كه در آن، از اسلام جز نامى نماند و از قرآن اثرى جز نقش و تصويرى نباشد. مسلمانان به نام، مسلمان خوانده مىشوند؛ ولى نسبت به اسلام از هر كس بيگانهترند». امام صادق(ع) مىفرمايد: «به زودى دورانى فرا رسد كه مردم خدا را نشناسند و معناى توحيد را ندانند تا اين كه دجّال خروج كند». مساجد مسجد جاى پرستش خداوند و تبليغات دينى و ارشاد وهدايت مردم است. در صدر اسلام، حتى كارهاى مهم حكومتى در مساجد انجام مىشد. جهاد در مساجد برنامهريزى مىشد و انسان از مسجد به معراج مىرفت؛ ولى در آخرالزمان مساجد ماهيت خود را از دست مىدهند و به جاى آموزش و تبليغات و ارشاد دينى، بر تعداد مساجد و تجملات آن افزوده مىشود. در صورتى كه مساجد از مؤمنان تهى است. پيامبر خدا مىفرمايد: «مسجدهاى آن زمان آباد و زيباست؛ ولى از هدايت و ارشاد در آن خبرى نيست». فقيهان
عالمان و دانشمندان اسلامى، حافظان دين خدا در روى زمينند و راهنمايى و ارشاد مردم در دست آنان است. آنان با تحمّل زحمات، مسائل دينى را از منابع شرعى استخراج كرده، در دسترس مردم قرار مىدهند؛ ولى در آخرالزمان وضع دگرگون مىشود و عالمان آن روزگار بدترين عالمان خواهند بود. رسول خدا(ص) در اين باره مىفرمايد: «فقيهان آن روزگار، بدترين فقيهانىاند كه در زير آسمان به سر مىبرند. فتنه و آشوب، از آنان آغاز مىشود و به آنان نيز بازمىگردد». شايد بتوان گفت: منظور، عالمان دربارى و وابستهاى هستند كه جنايات پادشاهان ستمگر و فرمانروايان خودسر را توجيه مىكنند و به آن رنگ اسلامى مىدهند؛ آنانى كه حاضرند با هر مجرم و جنايت پيشهاى، كنار آيند؛ مانند وعاظ السلاطين وابسته به وهابيت، كه مبارزه با آمريكا و اسرائيل را خلاف شرع مىدانند. آنان كه در برابر جنايات اسرائيل دم برنياوردند و جنايات وهابيان را در كشتن زائران خانه خدا توجيه كردند و برايش آيه و روايت آوردند. آرى، بايد گفت: آنان بدترين فقيهانند كه فتنهها از آنان شروع شده، به آنان نيز بازمىگردد. خروج از دين
يكى ديگر از علائم آخرالزمان اين است كه مردم از دين خارج مىشوند. روزى امامحسين(ع) به نزد اميرمؤمنان(ع) آمد. گروهى در گرداگرد حضرت(ع) نشسته بودند. ايشان به آنان فرمود: «حسين پيشواى شماست. رسول خدا او را سيّد و سرور ناميدهاست. از نسل او مردى ظهور خواهد كرد كه در اخلاق و چهره، شبيه من است. او دنيا را پر از عدل و داد مىكند؛ چنانكه )پيش از آن) پر از ستم و جور شده است». سؤالشد: اين قيام در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: «افسوس! هنگامى كه از دين خارجشويد؛ همچنانكه زن براى شوهرش از لباسش خارج مىشود». دين فروشى
انسان مكلّف است كه اگر جانش به خطر افتاد، از مالش بگذرد تا جانش محفوظ بماند و اگر دينش را خطرى تهديد كرد، از جانش مايه بگذارد تا خطر متوجّه دينش نشود؛ ولى در آخرالزمان دين را به بهاى كمى مىفروشند و انسانهايى كه صبح مؤمن بودهاند، بعد از ظهر كافر مىگردند. رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: «واى بر عرب از شرّى كه به آنان نزديك شده است. فتنههايى چون پارههاى شب تاريك و ظلمانى. صبحگاهان مرد مؤمن است و به هنگام غروب كافر. گروهى دين خود را به بهاى ناچيز و متاع اندك مىفروشند. كسى كه در آن روز به دين خود چنگ زده و پاى بند است، همانند كسى است كه گلولهاى از آتش را در دست گرفته يا بوتهاى از خار را در دست مىفشرد».
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:41  توسط ابوالفضل
|
هنگامى مردم در آسايش و راحتى به سر مىبرند كه كارگزاران حكومت، افرادى صالح و كاردان باشند؛ ولى وقتى كه افراد ناشايست بر مردم فرمانروا شدند، طبيعى است كه انسانها از رنج و عذاب به ستوه آيند؛ درست همان وضعيتى كه پيش از ظهور حضرتمهدى(عج) پيش مىآيد. در اين هنگام، دولتها را افرادى خيانتكار، فاسق و ستمكار تشكيل مىدهند. پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد: «زمانى خواهد آمد كه فرمانروايان، ستم پيشه؛ فرماندهان، خيانتكار؛ قاضيان، فاسق و وزيران، ستمگر مىگردند». يكى ديگر از مسائلى كه در حكومتهاى آخرالزمان مطرح است، سلطه و نفوذ زنان مىباشد كه يا به گونه مستقيم بر مردم فرمانروايى مىكنند و يا فرمانروايان را به زير سلطه خود مىبرند. اين مطلب، پيامدهاى ناگوارى را به دنبال دارد. حضرت على(ع) در اين باره مىفرمايد: «زمانى خواهد رسيد كه افراد فاسد و زناكار به ناز و نعمت مىرسند و فرومايگان مقام و موقعيتى پيدا مىكنند و انسانهاى با انصاف ضعيف مىشوند». سؤال شد: اين دوره در چه وقت خواهد بود؟ فرمود: «هنگامى كه زنان و كنيزان بر امور مردم مسلّط گردند و خردسالان به فرمانروايى برسند». حاكمان بايد افرادى باتجربه و مدير باشند تا مردم در راحتى و آسايش قرار گيرند. اگر به جاى آنان، كودكان يا كوته فكران، سرپرستى كارها را در دست گيرند، بايد از شرّ فتنهاى كه رخ مىدهد، به خدا پناه مىبرد. در اين باره به ذكر دو روايت بسنده مىكنيم: پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «از اوّلِ سال هفتاد و حكومت كودكان، به خدا پناه ببريد». سعيد بن مسيّب مىگويد: «فتنهاى رخ مىدهد و ابتداى آن بازى كودكان خواهد بود». حكومتى قادر است به مردم كشورش خدمت كند كه داراى ثبات سياسى باشد؛ زيرا در صورتى كه در حال تغيير باشد، قادر به انجام كارهاى بزرگ در كشور نيست. حكومتها در آخرالزمان در حال تزلزلند و گاهى حكومتى در آغازِ روز بر سر كار مىآيد، ولى هنگام غروب از كار بركنار مىشود. امام صادق(ع) در اين باره مىفرمايد: «چگونه خواهيد بود، هنگامى كه بدون امام هدايتگر و بدون علم و دانش بمانيد و از يك ديگر بيزارى جوييد؟ و اين1 زمانى باشد كه آزمايش شويد و افراد خوب و بد شما از هم جدا گردند و غربال و زير و رو شويد. آن وقت كه شمشيرها در رفت و آمد باشد و جنگ شعله ور. حكومتى در آغاز روز، روى كار مىآيد و با كشتار در آخر روز بر كنار و سرنگون مىشود».
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:40  توسط ابوالفضل
|
از روايات استفاده مىشود كه پيش از قيام حضرت مهدى(عج) جنگ و كشتار همهجا را فرا مىگيرد. برخى از روايات سخن از فتنهها دارد، تعدادى از روايات، از جنگهاى پياپى خبر مىدهد و رواياتى درباره كشتار انسانها به وسيله جنگ و بيمارىهاى ناشى از آن چون طاعون، سخن به ميان مىآورد. رسول خدا(ص) مىفرمايد: «پس از من چهار فتنه به شما خواهد رسيد: در فتنه اوّل، خونها مباح شمرده مىشود و كشتار زياد مىگردد. در فتنه دوم، خونها و اموال حلال مىشود و قتل و غارت اموال بسيار مىگردد. در فتنه سوم، خونها و مالها و نواميس مردم مباح شمرده مىشود و علاوه بر قتل و غارت، ناموس انسانها نيز در امان نمىماند. در فتنه چهارم، - كه فتنهاى است كر و كور و بسيار سخت و چون كشتى متلاطم و مضطرب در دريا - هيچ كس از آن فتنه پناهى نمىيابد. فتنه از شام به پرواز درمىآيد و عراق را فرا مىگيرد و دست و پاى جزيره - حجاز - به آن آغشته مىشود. گرفتارىها مردم را از پاى درمى آورد و چنان مىشود كه كسى توانايى چون و چرا ندارد و از هر سويى كه فروكش مىكند از سوى ديگر شعله ور مىگردد». در حديث ديگرى مىفرمايد: «پس از من فتنههايى پديد مىآيد كه راه نجاتى از آن نخواهد بود. در آنها جنگ، فرار و آوارگى است. پس از آن فتنههايى خواهد بود كه از فتنههاى پيشين شديدتر است. هنوز فتنهاى فروكش نكرده كه فتنه ديگرى شعلهور مىشود تا جايى كه هيچ خانهاى از خانه عربها باقى نمىماند كه اين آتش در آن نرفتهباشد و هيچ مسلمانى نمىماند كه آن فتنه به او نرسيده باشد. آنگاه مردى از خاندان من ظهور مىكند». نيز مىفرمايد: «به زودى پس از من فتنهاى رخ خواهد داد كه اگر از هر سو آرام گيرد، از دو سوى ديگر گسترش مىيابد تا اين كه منادى از آسمان فرياد مىزند: امير و فرمانده شما حضرت مهدى است». در اين روايات سخن از فتنهاى است كه پيش از ظهور حضرت مهدى(عج) فراگير خواهد شد، ولى در روايات ديگر با صراحت از جنگهاى خانمان سوز سخن به ميان آمده است كه به ذكر آن مىپردازيم. عمار ياسر مىگويد: پيام و دعوت اهل بيت پيامبرتان در آخرالزمان اين است كه از هرگونه درگيرى پرهيز كنيد تا زمانى كه رهبران از اهل بيت را ببينيد؛ آنگاه كه تُركها با روميان مخالفت كنند و جنگها در زمين بسيار شود». تعدادى از روايات، از قتل و كشتارى سخن مىگويد كه پيش از ظهور مهدى(عج) بهوقوع مىپيوندد. برخى از اين روايات، تنها كشتار را يادآور مىشود و برخى وسعت كشتار را نيز مشخص مىكند. امام رضا(ع) در اين باره مىفرمايد: «پيش از ظهور امام زمان(عج) كشتارهاى پياپى و بىوقفه رخ خواهد داد» ابوهريره مىگويد: در شهر مدينه كشتارى خواهد شد كه در آن، منطقه «احجارالزيت» از هم مىپاشد و فاجعه «حَرّه» در برابر آن، مانند ضربه تازيانهاى بيشنيست؛ آنگاه كه - پس از كشتار - به اندازه دو فرسنگ از مدينه دور شوند، باحضرتمهدى(عج) بيعت مىشود. ابوقبيل مىگويد: شخصى از بنىهاشم زمام حكومت را به دست مىگيرد و تنها بنىاميّه را قتل عام مىكند؛ بهطورى كه جز عده اندكى، كسى از آنان بر جاى نمىماند. پس از آن، فردى از بنى اميّه خروج مىكند و در مقابل هر نفر، دو تن را مىكشد؛ چنانكه جز زنان كسى باقى نمىماند. رسول خدا(ص) چنين مىفرمايد: «سوگند به خدايى كه جانم در دست (قدرت) اوست، دنيا پايان نمىيابد تا اين كه زمانى فرا رسد كه نه قاتل بداند براى چه دست به قتل زده است و نه علّت كشته شدن مقتول مشخص باشد و هرج و مرج همه جا را فرا مىگيرد؛ در چنان زمانى، قاتل و مقتول به جهنم مىروند».اميرمؤمنان(ع) مىفرمايد: «پيش از ظهور قائم(عج) جهان دچار دو نوع مرگ مىشود: مرگ سفيد و سرخ. مرگ سرخ با شمشير (اسلحه) است و مرگ سفيد با طاعون است». امام باقر(ع) مىفرمايد: «براى قائم آل محمد، دو غيبت است كه يكى طولانىتر از ديگرى است. در آن دوران، مردم را مرگ و كشتار فرا مىگيرد». جابر مىگويد: از امامباقر(ع) پرسيدم: در چه زمانى اين امر (قيام مهدى(عج)) روى خواهد داد؟ امام در پاسخ فرمود: «اىجابر! چگونه اين امر تحقق يابد در حالى كه هنوز بين حيره و كوفه تعداد كشتهها زياد نشده است». امام صادق(ع) فرمود: «پيش از ظهور قائم(عج) دو نوع مرگ پديدار مىگردد: مرگ سرخ و مرگ سفيد. به اندازهاى از انسانها كشته مىشوند كه از هر هفت نفر، پنج تن نابود مىگردند». اميرمؤمنان(ع) فرمود: «حضرت مهدى(عج) ظهور نمىكند، مگر اين كه يك سوم مردم كشته شوند و يك سوم بميرند و يك سوم باقى بمانند». محمد بن مسلم مىگويد: امام صادق(ع) فرمود: «امام زمان ظهور نمىكند، مگر اين كه دو سوم مردم جهان از بين بروند». عرض شد: اگر دو سوم مردم كشته شوند، پس چهتعداد خواهند ماند؟ فرمود: «آيا راضى نيستيد (و دوست نداريد) از يك سوم باقىمانده باشيد؟». امام صادق(ع) فرموده است: «امر (ظهور) تحقق نمىيابد تا اين كه نه دهم مردم نابود شوند». على(ع) مىفرمايد: «... در آن روزگار از مردم جز يك سوم آنان، كسى بر جاى نمىماند». پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: «از هر ده هزار نفر، نه هزار و نه صد تن به قتل مىرسند و جز تعداد اندكى، جان سالم به در نمىبرند». ابن سيرين مىگويد: حضرت مهدى(عج) ظهور نمىكند تا اين كه از هر نه نفر، هفت تن كشته شوند. از مجموع روايات نكات زير استفاده مىشود: 1. پيش از ظهور مهدى(عج)، كشتارهايى رخ مىدهد و تعداد زيادى از انسانها كشته مىشوند و افرادى كه باقى مىمانند كمتر از كشته شدگان هستند. 2. تعدادى از كشته شدگان در جنگ كشته مىشوند و تعدادى ديگر به واسطه بيمارىهاى مسرى كه به احتمال قوى از كشتههاى بهجا مانده جنگ، توليد شده است، جان مىسپارند. همچنين احتمال دارد كه اين گروه به وسيله سلاحهاى شيميايى و ميكربى كه بيمارى توليد مىكنند، جان دهند. 3. در ميان اقليّتى كه باقى مىمانند، شيعيان و دوست داران امام زمان(عج) هستند؛ زيرا آنان هستند كه با مهدى(عج) بيعت مىكنند. نيز در سخن امام صادق(ع) آمده بود كه آيا راضى نيستيد از يك سوم باقى مانده باشيد؟
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:39  توسط ابوالفضل
|
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام: « اِنَّ الْلَّيلَةَ الَّتى يُولَدُ فيهَا الْقائِمُ عَلَيْهِ السَّلامُ، لا يُولَدْ فيها مَوْلُودٌ اِلاّ كان مُؤمِناً، وَإن وُلِدَ فى أرْضِ الشِّركِ نَقَلَهُ اللهُ إلَى الاِْيمانِ بِبَرِكَةِ الاِْمامِ.» «هيچ مولودى در شب ميلاد حضرت قائم عليه السلام به دنيا نمى آيد، مگر آن كه مؤمن خواهد بود، و اگر در سرزمين شرك نيز متولد شود خداوند او را به بركت امام عليه السلام به سوى ايمان خواهد كشاند.» آن امام عليه السلام نور خداست، و نور با تاريكى سازگارى ندارد، در مكانى كه نور باشد ظلمتى نيست و در آن زمان كه نور پديد آيد ظلمت و تاريكى محو مى گردد. همزمانى ميلاد هر مولود با ميلاد آن امام همام عليه السلام مُهر سعادتى است بر پيشانى آن كودك، چرا كه نور خداى از شعاع خورشيد امامت بر پيكره وجودش مى درخشد و درخت ايمان را در سرزمين وجودش مى نشاند، و اگر در آن شب نوزادى در ديار ظلمانى شرك پديدار شود، امواج درخشنده نور امام عليه السلام او را به سوى كشتى نجات، رهنمون خواهد ساخت، و اين از جمله اوّلين آثار و بركات اين وجود افلاكى در سرزمين خاكى است كه ايشان بركات بى شمار دارند و بى عدد. «مَوالِيَّ لا اُحصى ثَنائَكُمْ وَ لا اَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ.» ازجمله شب هائى كه خداوند نظر خاصّه خود را بر بندگان مى افكند، و از سفره احسان خويش، بهرمندشان مى سازد، شب نيمه شعبان، هنگامه طلوع ستاره اى فروزان از مشرق دامان پاك حضرت نرجس عليها السلام است. و آن شب، شب بسيار مباركى است و حضرت امام باقر عليه السلام در باره آن فرمودند: «آن شب بعد از شب قدر برترين شب هاست، خداوند در آن شب به بندگان خويش، فضل خود را عطا مى نمايد، و آنان را به منّ و كرم خويش مى آمرزد، و شبى است كه خداوند به ذات مقدس خود سوگند ياد فرموده كه هيچ تقاضا كننده اى را دست خالى برنگرداند، مگر آن كه معصيتى را از خدا سؤال كرده باشد، و شبى است كه خداوند آن را براى ما قرار داده در مقابل شب قدر كه آن را براى پيغمبر صلى الله عليه و آله قرار داده، پس كوشش كنيد در دعا و ثنا براى خداى تعالى.»
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 1:13  توسط ابوالفضل
|
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:
|
|